حافظ شیرازی
حافظ شیرازی
خواجه شمسالدین محمد، حافظ شیرازی، یکی از بزرگترین شاعران نغزگوی ایران و از گویندگان بزرگ جهان است که در شعرهای خود «حافظ» تخلص نمودهاست. در غالب مأخذها نام پدرش را بهاءالدین نوشتهاند و ممکن است بهاءالدین _علیالرسم_ لقب او بودهباشد. حافظ در دوران جوانی با شنیدن تلاوت آیات قرآن به وسیلهی پـدرش «بهاالدین»، آن را به حافظه سپرد. همچنین آثـار بسیاری از بزرگـان ادب را، هـمچـون سعـدی، عـطار، نظامی و مولوی را حـفظ کرده بود. پس از مرگ پدر که ذغال فروش بود، به اتفاق مادر، نزد عموی خود (که نامش سعـدی بود) رفتند. سپس مدتی در پرده دوزی و خمیرگیری در نانوایی به کار مشغول شد. در بیست و یک سالگی، به هنگام تحویل نان در محلهی اعیان شیراز با دختری زیبا رو به نام «شاخ نبات» آشنا شد. تعدادی از شعرهایش نیز خطاب به اوست. برای آن که به وصال محبوب خود برسد، چهل شبانه روز بر مزار «باباکوهی» شب زنده داری کرد تا به خواستهاش دست یابد.
بین بیست تا سی سالگی در دربار شاه «ابواسحاق اینجو» حضور یافت و آوازهی شهرتـش شیراز را فرا گرفت. «اینجو» که خود اهـل ذوق و شعر بود، مقام «حافظ» را بس گرامی داشت و حافظ نیز او را به مدح گفت.
«امیر
مبارزالدین محمد» با شکـست ابواسحاق به قدرت رسید و حافظ را از مقام و
منصبش برکنار و از تدریس علوم قرآنی نیز محروم کرد. در این دوره حافظ به
سرودن اشعار اعتراض آمیز سیاسی روی آورد. در سی و هـشت سالگی، «شاه شجاع»
پسر مبارزالدین محمد، پدرش را خلع کرد و دوباره حافظ را به مقام و مرتبت
پیشین خود بازگرداند. حافظ که از تجربهی روزگار عبرت گرفته بود، به سرودن
اشعار روحانی و اخلاقی روی آورد. در اوایل 40 سالگی، علی رغم مقام و
جایگاهـش در دربار شاه شجاع از حق گویی و انصاف به دور نبود و به دلیل
صراحت و حق طلبی گاه به دردسر میافتاد. در چهل و هـشت سالگی برای حفظ جان و
امنیت شیراز را ترک گفت، و به اصفهان نقل مکان کرد. در شعرهای این دوره،
دلتنگی و ناراحتی او از دوری از شاخ نبات و شهر شیراز و عطار شیرازی منعکـس
شده است. در سن پنجاه و دو سالگی حافظ به دعـوت شاه شجاع به تبعید خود
خواسته پایان داد و به شیراز بازگشت و دوباره مقام و رتبهی پیشین خود را
در مراکز علوم دینی بازیافت. در شصت سالگی برای آنکه به خدای خود نزدیکتر
شود، چهل شبانه روز به زاری و تضرع پرداخت؛ و صبح روز چهلم به محضر عطار
شیرازی رفت و با نوشیدن جامی از دست او به مراد خود رسید. دیوان حافظ حاوی
500 غزل، 42 رباعی، و تعداد محدودی قصیده است که در عرض مدت 50 سال سروده
شده است. حافظ هر آن گاه که حالتی روحانی به او دست میداد، به سرودن شعر
میپرداخت و به همین علت گاه در طول یک سال بیشتر از 10 غزل نمیسرود. قصد و
نیت او سرودن اشعاری بود که خداوند از دستش راضی باشد.
حافظ خود هیچ گاه به فکر تدوین و جمع آوری اشعار خود نبود. دیوان او برای
نخستین بار در سال 789 هجری شمسی به وسیلهی «محمد گل اندام»، 22 سال بعد
از وفات حافظ گردآوری شد. حافظ به سال 791 در سن 69 سالگی در شیراز درگذشت.
جسد او را در باغ مصلی، در کنار نهر رکن آباد شیراز به خاک سپردند، محلی
که امروزه به نام «حافظیه» خوانده میشود. 
شکوفه قانع