ابراهیمی
یه آقایی توی اتوبان با سرعت 180 کیلومتر در ساعت می رفته که پلیسیه آقایی توی اتوبان با سرعت 180 کیلومتر در ساعت می رفته که پلیسبا دوربینش شکارش می کند و ماشینش رو متوقف می کند. پلیس میادکنار ماشین و میگه گواهینامه و کارت ماشین !راننده میگه :من گواهینامه ندارم.این ماشینم ماله من نیست کارت ماشینهم پیشه من نیست.من صاحب ماشین رو کشتم جنازه شم انداختم توصندوق عقب. چاقوشم صندلی عقب گذاشتم. حالا هم داشتم میرفتم ازمرز فرار کنم که شما منو گرفتین.مامور پلیس که حسابی گیج شده بود بی سیم می زنه به فرماندش و عینقضیه رو گزارش میدهد و در خواست کمک فوری می کنه فرمانده اش همبه او می گه که کاری نکند تا او خودشو برسونه.فرمانده در اسرع وقت خودشو به محل می رسوند و به راننده می گوید :اقا گواهینامه ؟یارو گواهینامه اش رو از تو جیبش در میاره و به فرمانده می دهد.فرمانده می گه اقا کارت ماشین؟راننده کارت ماشین که به نام خودش بوده در میاره و می دهد به فرماندهفرمانده که روی صندوق عقب چاقویی پیدا نکرده عصبانی دستور میدهد تاراننده در صندوق عقب را باز کند.راننده در صندوق رو باز می کند و فرمانده می بینه که صندوق هم خالیستفرمانده که حسابی گیج شده بود به راننده میگه "پس این مامور ما چی میگه؟رانندهه می گه:چه میدونم والا جناب سرهنگ.لابد الانم می خوادبگه من 180 تا سرعت می رفتم!!!
+ نوشته شده در سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۱ ساعت 12:29 توسط دانش آموزان کلاس ششم
|