خواب وحشتناک
بریا![]()
توی حیاط بودیم که داداش دادزد:بدوبیایک بازی جدیددارم.ازدوستم گرفتم جدیدترین بازی است.خیلی قشنگ است.سعیدباخوش حالی رفت یک صندلی برداشت ورفت کناربرادرش نشست ودیدکه راست می گوید بازی قشنگ جدیدوجنگی وترسناکه سعیدخیلی اولش خیلی ترسیده بودچون داخل بازی قول وموجودات ترسناک وفضایی و۰۰۰بودودیدکه مادرش اورابرای خوردن شام صدامی کند. رفتیم شام راکه تمام کردیم مسواک زدم وبعدبه همگی شب بخیرگفتم وبه اتاق رفتم ومن تاخوابیدم صداهای وحشتناکی شنیدم وهمینطورشکلک های وحشتناکی
بعدفهمیدم که برای اون بازی وحشتناکه
وبعدازاون اتفاقتصمیم گرفتم دیگه بازی هایی که به دردسن ما نمی خورد.![]()
ایا کارسعیددرست بود؟![]()
هرکی برام توی نظرام جواب سوالموبده یک جایزه داره![]()
خداحافظ![]()
![]()
+ نوشته شده در شنبه ۶ آبان ۱۳۹۱ ساعت 16:55 توسط دانش آموزان کلاس ششم
|