ارسال شده از = گلناز مجیدی

از زمانهاى دور در اروپا مرسوم بوده كه، اروپاييان براى نشان دادن نفرت خود از يهوديان، آنها را به موش كه معمولاً همه مردم از آن بيزار و متنفر هستند، و ورود و وجود آن در هر جا همراه با بيمارى و آلودگى است، تشبيه مىكردند، و به فرزندان خود نيز اين را آموزش مىدادند تا آنها هم از يهوديان دورى كرده تا از شر آنها در امان باشند. به همين خاطر متفكران و سران يهود (كه اغلب از سرمايهداران بزرگ دوران خود بوده و هستند) به فكر راهكارى براى اين مشكل بزرگ و مقابله با اين نوع از يهود ستيزى (Antisemitism) افتادند.
چون اغلب كودكان، حرفهاى پدر و مادر خود را هميشه درست در نظر می گیرند و چيزى غير از آن را نادرست تصور كرده و به آن اعتماد نمىكنند، پاك كردن اين تصور (تشبيه يهوديان به موش) از ذهن كودكان و نشان دادن اينكه يهوديان مانند موش نيستند، كارى سخت و بيهوده به نظر مىرسيد، پس سران يهود تصميم گرفتند تا از جهت ديگر وارد شده و موش را حيوانى دوست داشتنى نشان دهند.
آنها با استفاده از ابزار قدرتمند سينما و تلويزيون وارد عمل شده و با ساخت برنامههايى مخصوص كودكان كه اغلب، ستارههاى آنها موش بودند، به دنبال دستيابى به اين هدف خود بودند. با ساخت مجموعههايى معروف و فوق العاده محبوب، مانند «تام و جرى» (Tom & Jerry)، «ميكى موس» (Mickey Mouse)، «استوارت ليتل» 1و 2 (Stuart Little) و... تا حدود بسيار زيادى به هدف خود رسيدند.
در كارتون تام و جرى سعى بر آن است تا موش (نماد اسرائيل) را حيوانى بىآزار و مهربان نشان دهد، كه هميشه در معرض اذيت و آزار و حمله دشمن هميشگى خود، يعنى گربه قرار مىگيرد ولى با هوشمندى و گاهاً شيطنتهاى خود از دست گربه فرار كرده و يا او را مجبور به تسليم شدن در برابر خود مىكند. در اين مجموعه هرگاه موش احتياج به كمك پيدا مىكند، دشمن گربه، يعنى سگ، به كمك موش مىآيد. سگ (نماد كشور امريكا) در اين كارتون قدرتمند و البته بىآزار و آرام و حامى مظلوم نشان داده شده است.
مورد جالب ديگرى كه مىتوان به آن اشاره كرد، ديدن شخصيتهاى کارتونى مطرود و گوشهگيرى است که به دليل زشترويى توسط ديگران تحقير مىشوند ولى در نهايت اين ناتوانى و زشتى با توانايى و زيبايى جايگزين مىشود و آنها بر تمامى مشکلات غلبه کرده و غبطهى رقبا را برمىانگيزند.
+ کارتون «دامبو، فيل پرنده» (Dumbo) را یادتون هست؟.
در این کارتون مادر دامبو، برخلاف ساير فيلها که کلاهى زنگولهدار بر سر دارند، کلاه عرقچينى مانند آنچه يهوديان بر سر مىگذارند (Yarmulka)، بر سر دارد و به جرم دفاع از فرزندش در اسارت به سر مىبرد كه دامبو طى عملياتى در سيرک پرچمى شبيه به پرچم اسرائيل را به اهتزار در مىآورد.
+ «لوک خوش شانس» (Lucky Lucke)
گانگسترى سفيد پوست که نماد کلانتر و قانون اومانيستى آمريکايى است و هميشه از تنهايى و آوارگى و غربت خودش حرف مىزند، با چهره و اخلاقى خوب، هميشه در جستجوى مجرمان است و هرگز شکست نمىخورد. در برخى از قسمتها اين هفتتير كش متمدن و مهربان، فرشته نجات سرخپوستان ساده لوح مىشود، به طورى که اگر او نبود جنگ قبيلهاى همه جا را فرا مىگرفت و نکته جالب اينجاست که بالاخره اين سؤال باقيست که خانه لوک کجاست و چرا هميشه در پايان پيروزىهاى غرورانگيزش به سمت غروبى زيبا مىرود. كه اين نماد يهودى تنها و مطرود است که هويت خويش را بر ملا نمىکند و به سمت سرزمين موعودش مىرود تا به سعادت برسد. عبارت «رفتن به سمت خورشيد» در تورات آمده و در ميان يهوديان رايج است که منظور از آن بازگشت به سرزمين موعود مىباشد.
در کل در این قبیل داستان ها و فیلم ها از پيامهايى استفاده مىشود که در کتب مقدس يهوديان آمده است و مخاطب يهودى و بسيارى از غير يهوديان به راحتى مىفهمند که منظور از آن چيست.ا
يهوديان، اسرائيل را مادر قوم خويش مىدانند. اينکه شهر يا منطقهاى به انسان تشبيه شود، در جاى جاى تورات آمده است. داستان «سيندرلا» 1و2 (Cinderella) مثال خوبى براى اين کليشه نخنما و تکرارى است. نكته جالب در دو كارتون سيندرلا و دامبو مجدداً حضور پررنگ موش است كه از حاميان شخصيتهاى اصلى كارتون مىباشند.داستان «هاچ زنبور عسل» هم به کودک يهودى مىفهماند که بايد به دنبال مادر زيبا ونورانى خويش (سرزمين موعود) باشد و همهى غير يهوديان موجوداتى مخوف، بدجنس و حتى بدبو هستند که مىخواهند او را از بين ببرند.
ادامه دارد...
+ همن مطلب در پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی