فقط غروب جمعه نیست که دلگیر است ، کافیست "دلت گیر باشد
 
در دیاری که تو آنجا باشی ، بودنت آنجا کافیست / آرزوهای دیگر ، اوج بی انصافیست

امشب کم توقع شده ام ، آرزویم کوچک و کم حرف است ، هیچ نمیخواهم جز "تو

 
آنقدر دلتنگتم که حتی ابلیس بر وسعت این دلتنگی سجده می کند


دلتنگی هایم را به رود اگر گویم میبرد با خود / حراسم از دریا و مرگ ماهی هاست 

ای کاش احساسی به اسم دلتنگی وجود نداشت که باعث بشه مزاحمت بشم


"
یاد تو" پرچم صلحیست میان شورش این همه فکر
دلمان کوچک است ، ولی آنقدر جا دارد که برای هر عزیزی که دوستش داریم نیمکتی بگذاریم برای همیشه ی عمر .


حجم خالی تو را حجم هیچکس پر نمیکند ، باز هم بگو دوستان به جای ما


نمیدانم چرا وقتی دلم هوایت میکند ، نفس کشیدن فراموشم میشود ، انگار دلم تاب هوای دیگری را ندارد .
 

چه دمدمی مزاج شده احساسم ، گاهی آرام ، گاهی بارانی ، چه بی ثباتم بی تو !
 

همیشه یکی هست که درد دلت رو بهش بگی ولی بترس از روزی که همون بشه درد دلت .
 
نمیدانم چرا بین این همه آدم پیله کردم به تو ! شاید فقط با تو پروانه میشوم !
 

بغض هایت را برای خودت نگهدار ، گاهی "سبک" نشوی "سنگین" تری .


و چه احساس قشنگیست که در خلوت خود / یاد یک دوست تو را غرق تماشا سازد .
 
کسی که تو را دوست دارد حتی اگر هزار دلیل برای رفتن داشته باشد ، هرگز رهایت نخواهد کرد ، او یک دلیل برای در کنارت ماندن خواهد یافت .

RHA